رویم سیاه و نامه سیاه و دلم سیاه

این هر سه را زلطف چو مویم سپید کن

رویم سیاه و نامه سیاه و دلم سیاه

این هر سه را زلطف چو مویم سپید کن

آخرین مطالب
  • ۹۳/۰۷/۱۳
    ...

سیب ها روی خاک غلطیدند...

يكشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۲، ۱۰:۳۵ ب.ظ


زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر،گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن ! این صدای روضهء کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم
در ودیوار خانه ای مشکی است

با خودم فکر می کنم حالا
کوچه ء ما چقدر تاریک است

گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...

سیدحمیدرضابرقعی

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۲۵
++ بصیر

نظرات  (۴)

۲۶ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۳۲ فانوس جزیره ...
آه مادرم ...
بمیرم برات بی بی جان ...
۲۶ اسفند ۹۲ ، ۲۱:۵۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
:(


۰۸ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۴۸ مـ ـحـمـد مـهدـ یـــ
احسنتــــــــ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی