حرف کوبنده...
امشب داشتم متنی از حسین قدیانی میخوندم گفتم خوبه که شما هم در جریان باشید ، برای تلنگری دوباره خیلی خوبه...
میگوییم توافق، نامتوازن بسته شده، به سن و سالمان گیر میدهند! میگوییم با دیپلماسی صدقهای به جای ساختمان تحریم غرور ملی خدشهدار میشود، «کاسب تحریم» میخوانندمان! میگوییم آنچه از «1+ 5» دادیم و گرفتیم، هیچ نسبتی با ابتداییترین اصول دیپلماسی ندارد، «از همه انقلابیتر شده» و «یکشبه انقلابی» خطابمان میکنند! این تهمت آخری اما از مد افتاده است! این چیزها را قبلا آقای هاشمی هم میگفت! و انصافا قشنگترش را میگفت! عالیجناب هنوز هم به جای اقامه دلیل، همین چیزها را به ما میبندد! و تفاسیر بامزه از «میزان، حال فعلی افراد است» ارائه میدهد! ......
من یکی که 22 بهمن 57 اعتراف میکنم، هنوز به دنیا نیامده بودم؛ اگر این هم گناه است، بر ما ببخشند! من هنگام شهادت پدرم در 10 اردیبهشت 61 فقط 3 سالم بود، اگر این هم کاسبی است، بر ما ببخشند! جنگ که تمام شد، همهاش 9 سال داشتم، اگر این هم افراط و تندروی است، بر ما ببخشند! ما، نه در جنگ بودهایم، نه در انقلاب، اما همین چند روز پیش یعنی روز سوم بهمن، جشن تولد 60 سالگی «بابااکبر» را مثل همه این سالها، در کنار سنگ مزارش در «قطعه 26» گرفتیم! اگر این هم همنوایی با اسرائیل است، بر ما ببخشند!
ما یکشبه انقلابی شدهایم، اما نمیدانم این یک شب، چرا اینقدر برای ما طولانی شده است؟! صدای اذان پدر همچنان در گوش ما هست. قسم به آن «شهادت» به آن «اشهد ان لا اله الا الله» هیچ شب و روزی بر ما نمیگذرد الا آنکه انقلابیتر شویم. نسبت ما با خامنهای، همان نسبت پدرانمان است به خمینی. ما حتی یکشبه هم انقلابی نشدهایم. یک برق نگاه «آقا» برای انقلابی شدن و انقلابی ماندن ما کفایت کرده و میکند. ما درس حقوق را در شبهای موشکباران همین تهران خواندیم. ما توافق ژنو را نقد کردیم؛ پاسخمان...
متن قابل تامل و دل نشینی بود . خوب بود اخرش مینوشتید: از طرف یه بی سواد
لینک شدید .
التماس دعا .